چهارشنبه , 1 آوریل 2020
قالب وردپرس درنا توس
خانه > اخبار > اخبار پیام نور کشور > از عصای سفید شکافی به سیاهی یک تفاوت نسازیم

از عصای سفید شکافی به سیاهی یک تفاوت نسازیم

از عصای سفید شکافی به سیاهی یک تفاوت نسازیم

در آستانه ۲۳ مهر، روز جهانی نابینایان، میزگردی در ایسنا با حضور جمعی از دانشجویان نابینا برگزار شد. قرار بود در این میزگرد، مشکلات این افراد، مخصوصا مسائلی که در فضای دانشگاه و خوابگاه با آن دست و پنجه نرم می‌کنند بیان شود، اما برخلاف تصور، نقطه ثقل این میزگرد مسائل صنفی نبود، بلکه خواسته این دانشجویان، اصلاح نحوه نگرش جامعه به قشر نابینا بود.

به گزارش خبرنگار سرویس دانشگاهی ایسنا، وضعیت آموزشی و صنفی،آخرین اولویت این دانشجویان که همگی در دانشگاه تهران مشغول به تحصیل هستند بود،گویی مشکلات صنفی در مقابل مسائل دیگر که تمایز قائل شدن بین نابینایان و سایر افراد جامعه، مهم‌ترین آنان است،کاملا رنگ باخته اند.

همه آنچه آنان می‌خواستند خلاصه می شد در این که اقشار مختلف جامعه از عصای سفید آنان شکافی به بزرگی یک دره عمیق ایجاد نکنند، این عزیزان را، نه در طرف دیگر و نه داخل دره قرار ندهند و نگاهی از بالا به پایین که بوی تلخ ترحم از آن به مشام می‌رسد، به آن‌ها نداشته باشند.

تصور این بود که باید به آن‌ها خدمات خاصی ارائه شود تا راضی باشند، اما با شنیدن این حرف که “شهروندان حتی از نحوه برخورد و کمک به یک نابینا آگاهی ندارند” این تصورات به کلی فرو ریخت. متاسفانه هنوز که هنوز است درک این امر که یک نابینا چگونه روزگار خود را می‌گذراند و کارهای روزمره خود را انجام می‌دهد برای بسیاری از ما دشوار است، زیرا جامعه در این مساله دچار نقص اطلاعات است.

شاید همین کمبود اطلاع رسانی باعث شده به خودمان اجازه دهیم به راحتی وارد حریم خصوصی آن‌ها شویم و در مواجهه با آنان شروع به پرسیدن سئوالاتی کنیم که اگر با یک فرد بینا طرف بودیم، هرگز آن‌ها را به زبان نمی‌آوردیم.

زنان نابینا نسبت به سایر زنان بیشتر در معرض خطرند

زهرا علی اکبری، دانشجوی دکترای رشته جامعه شناسی بر نادیده گرفته شدن نابینایان در قوانین اشاره می‌کند و می‌گوید: به طور کلی ما در قوانین دیده نمی‌شویم، برای مثال هنگامی که می‌خواهند امکاناتی را ارائه دهند از افراد معلول جامعه نظر خواهی نمی‌کنند.گویی افراد نابینا به عنوان شهروند درجه دو لحاظ می‌شوند اما درخواست ما این است که ما را به عنوان شهروند درجه یک لحاظ کنند که اگر این امر صورت بگیرد، مسئولان از نیازهای ما آگاه می‌شوند که فکر می‌کنم این امر باید از آموزش‌های اولیه در زمینه نگرش افراد جامعه به معلولان و بویژه نابینایان آغاز شود. در حالیکه هم اکنون حتی پشتوانه ذهنی برخی واژه‌ها مانند “روشندل”هم دارای حس ترحم انگیز است. استفاده از واژه روشندل یک سبقه دینی دارد در صورتی که ممکن است افراد نابینا هم گناه کنند.

وی بر اینکه شرایط موجود و نادیده شدن در قانون و جامعه برای زنان نابینا سخت‌تر است، توضیح می‌دهد: دلیل این امر این است که علاوه بر محدودیت‌هایی که برای زنان وجود دارد معلولیت نیز به این محدودیت ها می‌افزاید. از یک طرف زن نابینا از نظر امنیتی بسیار در خطر است و از طرف دیگر خانواده‌هایی که صاحب دختر نابینا هستند،کمتر می‌پذیرند که فرزندشان برای تحصیل، اشتغال یا پیشرفت به شهر بزرگی مانند تهران مهاجرت کند و این امر باعث جلوگیری از پیشرفت فرد می‌شود.

آگاهی کاذب بر زندگی نابینایان سایه انداخته است

این دانشجوی دکترای رشته جامعه شناسی از عدم آگاهی افراد جامعه نسبت به نحوه برخورد با نابینایان انتقاد و بر اینکه به افراد جامعه نحوه برخورد با معلولین آموزش داده نمی‌شود تاکید کرده و ادامه می‌دهد: برخوردهای افراد جامعه با نابینایان از یک آگاهی رایج نشات می‌گیرد مبنی بر این که فرد نابینا یک فرد ناتوان است و سایه این آگاهی کاذب در همه زندگی افراد معلول وجود دارد. البته این دید در اقشار تحصیل کرده جامعه مانند اساتید نیز وجود دارد و پیش زمینه ذهنی اساتید هم مبنی بر این است که افراد نابینا قادر به انجام بسیاری از کارها نیستند.من ابتدا بینا بودم و سپس به مرور زمان بینایی خود را از دست دادم و در این بازه زمانی متوجه شدم که نحوه نگاه، نحوه برخورد و انتظارات افراد چگونه تغییر می‌کند. در حالیکه جداسازی افراد نابینا از افراد بینا باعث می‌شود نابینایان از روند اجتماعی روزمره دور بیفتند.

تصویر ارائه شده رسانه‌ها از نابینایان واقعی نیست

وی در ادامه به برنامه‌های صدا و سیما و دیگر رسانه‌ها درمورد معلولین اشاره می‌کند و می‌گوید: اکثر رسانه‌ها به صورت مناسبتی و سالانه در روزی که به مناسبت روز نابینایان وجود دارد سعی می‌کنند به زندگی این افراد بپردازند اما معمولا در فیلم‌ها تصویری را نشان می‌دهند که واقعیت ندارد. معلولینی که در فیلم‌ها به نمایش گذاشته می‌شوند یا بسیار ناتوان یا بسیار موفق هستند. از طرف دیگر صدا و سیما وظیفه دارد هفته‌ای دو ساعت برای گروه‌های مختلف معلولین برنامه بسازد و به نحوه زندگی آن ها بپردازد، اما این امر کمتر صورت گرفته است.

نا آگاهی خانواده‌ها درمورد نحوه برخورد با فرزندان نابینا

این دانشجوی دکترای رشته جامعه شناسی از نا آگاهی خانواده‌ها درمورد نحوه برخورد با فرزندان نابینا انتقاد می‌کند و ادامه می‌دهد:معمولا خانواده‌هایی که دارای فرزند نابینا هستند گمان می‌کنند باید از این فرزندان حمایت بیش از اندازه داشته باشند و همین امر باعث می شود جلوی استقلال افراد نابینا گرفته شود. هیچ منبعی برای خانواده‌ها جهت مراجعه و کسب اطلاع در این زمینه وجود ندارد و خانواده‌ها به صورت تجربی یاد گرفته‌اند که باید با عضو نابینای خود چگونه رفتار کنند.

بهزیستی از فلسفه وجودی خود خارج شده است

وی در ادامه بر این موضوع که نگاه بهزیستی به جامعه هدف خود از بالا به پایین است تاکید می کند و می‌گوید: بهزیستی از فلسفه وجودی خود خارج شده است. هدف اولیه و غایی بهزیستی تامین رفاه افراد معلول، معتاد و زن‌های بی سرپرست است ولی اکنون تبدیل به بنگاهی شده است که وظیفه‌اش خدمات رسانی وسیع است. از طرف دیگر افراد مددکار گزینش نمی‌شوند و معمولا از خانواده‌های مشکل دار هستند که نمی‌دانند باید چه رفتاری با افراد معلول داشته باشند.

معلولین هم مانند افراد عادی می‌توانند موفق یا ناموفق باشند

در ادامه احمد طاهری، دانشجوی کارشناسی رشته فلسفه، باتاکید بر اینکه در مورد افراد نابینا صحبت‌های زیادی در رسانه‌ها مطرح شده، خاطرنشان می‌کند: صحبت‌های زیادی در مورد دغدغه‌های نابینایان، امکاناتی که به آن نیاز دارند، کیفیت زندگی آنها و غیره در رسانه‌ها صورت گرفته است اما همه حرف ما تنها این مسائل نیست. البته رسانه‌ها اکثرا این کار را به صورت مناسبتی انجام می دهند و روند کار آنها کلیشه‌ای است، زیرا معمولا یک فرد معلول را که در زندگی‌اش بسیار موفق است به عنوان نمونه دعوت می‌کنند و سعی می‌کنند این امر را القا کنند که فرد معلول هم می‌تواند موفق شود. در صورتی که معلولین هم مانند افراد عادی می‌توانند موفق یا ناموفق باشند.

توانایی‌های افراد نابینا نادیده گرفته می شود

وی با اشاره به امکانات دانشگاه تهران برای دانشجویان نابینا اظهار می‌کند: دانشگاه تهران برای نابینایان کتاب ضبط می‌کند و در اختیار آنها خدمات و خوابگاه مناسب قرار می‌دهد. البته این امر در هر دانشگاهی متفاوت است،امکانات دانشگاه تهران برای نابینایان نسبتا مطلوب است و بهتر است دانشگاه‌های دیگر نیز دانشگاه تهران را از این نظر الگوی خود قرار دهند اما چالشی که در این میان وجود دارد این است که توانایی‌های ما نادیده گرفته می‌شود و اگر فرد نابینایی قصد داشته باشد در رشته‌ای مانند رشته‌های مهندسی تحصیل کند به او این اجازه داده نمی‌شود. ما برای تحصیل با محدودیت انتخاب مواجه هستیم زیرا افراد جامعه دارای یک تصور قالبی از نابینا بودن هستند و همین تصور باعث می‌شود که توانایی و علاقه ما نادیده گرفته شود.

این دانشجوی کارشناسی رشته فلسفه بر اهمیت نحوه انتخاب لغات تاکید کرده و می‌گوید: در بهزیستی از افرادی که تحت پوشش قرار می‌گیرند به عنوان مددجو نام برده می‌شود. من فکر می‌کنم استفاده از لغات اهمیت بسیاری دارد. زیرا ما در درجه اول یک شهروند هستیم نه صرفا یک مددجو.

نابینا بودن برای فرد هویت مناسبی نیست

همچنین حسین عسگری، دانشجوی کارشناسی ارشد رشته جامعه شناسی با اشاره به مشکلات دانشجویان نابینا اظهار می‌کند: هنگامی که از افراد نابینا صحبت به میان می‌آید نگاه خاصی به آنها می‌شود و معمولا بحث‌هایی که در مورد این افراد می‌شود در حیطه امکانات، مشکلات و غیره است. اما نکته حائز اهمیت این است که طرح مسئله شود که داخل جامعه ما چه خبر است و در مورد افراد نابینا چقدر آگاهی وجود دارد. در واقع ما میخواهیم به این مسئله از زاویه دیگری نگاه شود. به نظر ما نابینا بودن برای معرفی هویت فرد مناسب نیست بلکه امر نابینایی به فرد اضافه شده است. درواقع باید گفت نابینا بودن یک صفت نیست و درست نیست اجازه دهیم ویژگی نابینایی همه وجود فرد را در بر بگیرد. جامعه شناسان اعتقاد دارند جامعه امروز یک جامعه ریسک پذیر است و ممکن است هر لحظه اتفاقی بیفتد. بنابراین درست نیست هنگامی که اتفاقی باعث نابینا شدن شخصی می‌شود ناگهان همه هویت شخص عوض شود و با دید یک ناتوان به این فرد نگریست. من فکر می‌کنم تقسیم بندی نابینایی و بینایی اساسا اشتباه است. البته در ارائه خدمات مسلما باید به نابینایان خدمات خاصی ارائه شود اما این تقسیم بندی ریشه دیگری دارد. بین نابینایان و بینایان جداسازی عجیب و غریبی صورت می‌گیرد و همین امر باعث ایجاد دیوار بین این دو گروه می شود.

به کارگیری واژه “روشندل” قابل احترام نیست

وی به استفاده از واژه “روشندل” برای معرفی افراد نابینا اشاره می‌کند و می‌گوید: عده‌ای از این واژه برای احترام استفاده می‌کنند اما این واژه برای ما احترام آمیز نیست. ما فکر می‌کنیم این واژه یک واژه عجیب و غریب و اقرار آمیز است.

به حریم شخصی نابینایان تجاوز می‌شود

در ادامه میزگرد مجید محمدیان، دانشجوی کارشناسی رشته مشاوره،بر اینکه برخورد و نگاه مردم به نابینایان مطلوب نیست تاکید می‌کند و اذعان دارد: این تفکر در میان مردم وجود دارد که گمان می‌کنند کسی که با یک فرد نابینا ازدواج کرده ایثار می‌کند.از طرف دیگر مردم به حریم شخصی نابینایان احترام نمی‌گذارند و برخی از مردم هنگامی که در معابر عمومی با نابینایان برخورد می‌کنند مرزهای خصوصی را فراموش کرده و گمان می‌کنند که اجازه دخالت در هر چیزی را دارند. بهتر است مردم درک کنند که فرد نابینا هم مانند بقیه است و فقط نمی‌تواند ببیند.

وی ادامه می‌دهد:این برخورد اشتباه در میان خانواده‌های نابینایان نیز وجود دارد، نگاهی که از طرف خانواده‌ها به فرزندان نابینا وجود دارد متفاوت است. خانواده‌ها یا این فرزندان را بیش از حد دوست دارند و به آنها توجه می‌کنند و یا بر عکس. در واقع خانواده‌ها هم نمی‌دانند چه برخوردی باید داشته باشند و به دنبال کسب آگاهی در این زمینه نمی‌روند. البته باید گفت برخورد اشتباه با نابینایان حتی در میان کارمندان بهزیستی نیز وجود دارد و نحوه نگاه و برخورد برخی از کارمندانی که در بهزیستی هستند از بالا به پایین است در صورتی که این افراد به ازاء خدماتی که به مددجویان ارائه می‌دهند حقوق دریافت می‌کنند..

عدم توجه به مشکلات کم بینایان

محمد پارسا،دانشجوی مقطع کارشناسی رشته مشاوره نیز به مشکل کم بینایی اشاره می‌کند و می‌گوید: مشکل کم بینایان این است که بین دو گروه نابینایان و بیناها قرار گرفته‌اند و به این امر در رسانه‌ها و جاهای دیگر پرداخته نشده است. برای مثال من به عنوان یک دانشجوی کم بینا به راحتی می‌توانم کتاب بخوانم اما تخته را نمی‌بینم و در هر ترم باید این مسئله را برای اساتید و دانشجویان توضیح دهم. از طرف دیگر توانایی کم بینایان نادیده گرفته می‌شود. تعداد کم بینایان در کشور کم و شرایط آنها دشوار است. این در شرایطی است که معمولا به ما گفته می‌شود دیگران به حال ما غبطه می‌خورند و همین امر و نگاه ترحم آمیزی که به ما دارند آزار دهنده است.

وی همچنین درمورد نوع خدمات رسانی سازمان بهزیستی اذعان می‌کند: جامعه هدف بهزیستی زیاد شده است و افرادی که برای کار وارد بهزیستی می‌شوند جزو مشکل دار ترین افراد جامعه هستند همین امر در خدمات رسانی این سازمان خلل ایجاد می‌کند.

افراد جامعه هیچ تصوری از زندگی عادی نابینایان ندارند

همچنین عطیه شهسواری،دانشجوی رشته علوم سیاسی مقطع کارشناسی پردیس مرکزی دانشگاه تهران بر این امر که تصویری که از نابینایان وجود دارد اشتباه است تاکید می‌کند و ادامه می‌دهد: یکی از مشکلاتی که در جامعه وجود دارد این است که اگر نابینایی در زندگی‌اش موفق نباشد این امر به حساب نقص عضو وی گذاشته می‌شود. من شخصا چند سال است که نابینا شده‌ام و قبل از اینکه نابینا شوم، تصوری که از فرد نابینای ناموفق داشتم یک عصا و کاسه برای تکدی گری و تصورم از یک فرد نابینای موفق پسربچه‌ای بود که می توانست دوچرخه سواری کند و هیچ تصوری از فرد نابینای عادی نداشتم. منظور این است که افراد جامعه هیچ تصوری از زندگی عادی نابینایان ندارند و همین امر باعث ایجاد مشکلات نگرشی می‌شود. از طرف دیگر جامعه به فرد نابینا به عنوان یک مصرف کننده نگاه می‌کند که محتاج دیگران است. برای مثال وقتی من می‌خواهم از عابر بانک استفاده کنم حتما باید یکی از دوستانم همراهم باشد. این در حالی است که اگر امکانات به صورت درست در اختیار ما قرار بگیرد و همین دستگاه عابر بانک طوری تعبیه شود که قابل استفاده برای نابینایان هم باشد شخص نابینا دیگر احتیاجی به کمک دیگران ندارد و حس سربار بودن نخواهد داشت.

نابینایان دنبال ترحم دیگران نیستند

وی ادامه می‌دهد:مشکل دیگری که وجود دارد نگاه ترحم آمیز دیگران به ما است. ما به دنبال کمک یا ترحم دیگران نیستیم فقط می‌خواهیم با ما مثل مردم عادی برخورد شود. این نگاه ترحم آمیز در بین اساتید نیز وجود دارد. اساتید گمان می‌کنند که ما به دنبال جلب ترحم آنها هستیم و به ما به عنوان یک دانشجوی عادی نگاه نمی‌شود.از طرف دیگر خوابگاه دانشجویان نابینا از دانشجویان بینا جدا است. البته خوابگاه دانشجویان خارجی هم به دلیل عقاید خاصی که دارند از دانشجویان داخلی جدا است اما این باعث نمی‌شود که دیدگاهی که به آنها وجود دارد تغییر کند اما هنگامی که ساختمان دانشجویان نابینا جدا می شود دیدگاه متفاوت می‌شود و همه گمان می‌کنند که به امکانات خاصی نیازمندیم.

این دانشجوی رشته علوم سیاسی مقطع کارشناسی پردیس مرکزی دانشگاه تهران بر اینکه درخواست نابینایان فقط این است که یک نگرش درست به آنها وجود داشته باشد تاکید می‌کند و می‌گوید: اگر ما درخواست امکانات خاصی از دولت داشته باشیم به ما به عنوان یک نیازمند و محتاج به کمک دیگران نگاه می‌شود در صورتی که این نگرش غلط است.

تعریف نیاز‌های معلولین در حد نیازهای اولیه غریزی

وی در پایان می‌گوید: متاسفانه دیدگاه غلطی که نسبت به معلولین وجود دارد خلاصه شدن نیازهای آنها در حد نیازهای اولیه غریزی است، درحالیکه به جای اینکه به عنوان مثال گوشت و مرغ به معلولان اختصاص دهند برای آنها کلاس‌های آموزشی، موسیقی و غیره برگزار کنند. متاسفانه میزان آگاهی مردم جامعه از شرایط ما آنقدر پایین است که برخی اوقات سوالات عجیب و غریب از ما پرسیده می‌شود. برای مثال وقتی جسمی را لمس می‌کنیم از ما می‌پرسند می‌ توانی بفهمی چه رنگی است؟!

انتهای پیام

از عصای سفید شکافی به سیاهی یک تفاوت نسازیم
منبع: دانشگاه پیام نور

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *